|
یا راحم العبرات...
سلام . امروز بیشتر از همیشه احساس کردم زنده ام . آخ... که چه کیفی میده زندگی ، فارغ از هیاهوی نان رفتن تو کار دل. خسرو شکیبایی به خاطره ها پیوست.روحش شاد و یادش گرامی. درگذشت این استاد بزرگ ، رو به همه تسلیت می گم . کوچکترین کار در حق این هنرمند بزرگ فرستادن فاتحه ای به روح ایشان است . پس بیایید در حق این بزرگ مرد ، کاری کوچک انجام دهیم . . . .
یا راحم العبرات
سلام این مطلب هم اعتراضیه و هم حرف دل حرف دل همه ی کسایی که مثل من تفریح سالمشون رادیو تلوزیون بود. ما این همه حرف میزنیم و حرص میخوریم ، حرفای ما باید به گوش کی برسه؟ اصلا کیه که به حرفای ما گوش بده؟ اسمش اینه که مثلا رادیو برای ما برنامه میسازه ولی تا میبینن همه طرفدار یه برنامه شدن اونو قطع میکنن یا اگه لطف کنن توش انقدر تغییر و تحول ایجاد میکنن که اگه دو روز دیگه گوش بدی تشخیص نمیدی این همون برنامس. مدیر مسئولا باید قدر این مخاطبا رو بدونن که قطع شدن یا تغییر برنامه براشون مهمه اگه برنامه ای تو شبکه جوان :۱.قرآنی باشه ۲.مخاطب زیادی جذب کنه و از همه مهم تر شنونده ها پیام های برنامه رو یاد بگیرن و بهش عمل کنن اون برنامه تکه، تو خاطره ها میمونه. کاش یکی باشه دلش بسوزه و این وسطا خوب و بدو تشخیص بده. حالا یه سوال:به چه برنامه ای میگن جوون پسندانه؟(خطاب به مدیر مسئولا) شما جوابتونو با کاراتون دادین. برنامه ای جوونانس که هر جور که شما میخواین باشه، پس برای خودتون برنامه بزنین خودتونم بگوشید بازم میگم: کی حرفای ما رو میشنوه؟ کوله پشتی رفت و تنها خاطراتش باقیست... راستی این پنج شنبه شب آرزو هاست خواهش میکنم برای همه دعا کنید. شاید یکی یه جایی به دعا شما محتاج باشه ، برای همه ی رادیویی ها و برگشتن همشون با افتخار دعاکنید.
یاراحم العبرات روزایی که می گذرن و تموم می شن و من انتظار نمی کشم . . . من انتظار روزای آتی رو نمی کشم ! چون رسیدن به فردا به قیمت . . . به قیمت از دست دادن عمر و زندگی و جوونی و آزادی و احساسات عاشقانه و رویایی و تخیلات و . . . من برای اینکه تخیلات و رویاهای خودم رو از دست ندم حاضرم همه ی روزای آینده رو فراموش کنم ! من حاضرم زندگی رو فراموش کنم و بودن رو به خاک بسپارم و رهسپار نیستی شوم ! من دوست دارم به اهدافم برسم اما نه به قیمت از دست دادن لحظه ها و روزها و ماه ها وسال ها . . . من عاشقم . عاشق لحظه ی حال چون من در حال زندگی می کنم ! برای آینده تلاش می کنم و گذشته رو به فراموشی می سپارم ! من فرزند حال و مادر آینده ام ! آینده مال من است ! اما من برای آینده ام زندگی نمی کنم . من فرزند حال و مادر آینده ام ! آینده مال من است . . . شب های با عجله ، لحظه ای درنگ کنید ! و مرا با خود ببرید ! می گذرید و می گذرید و می گذرید و من همچنان تنها می مانم . تنهای تنها زیرا که من : دختر تنهای شبم . . .
|
About![]()
به قدرت خدای درونم زندگیم میتواند به هما شگفتی و زیبایی باشد که میخواهم! در معبد تنم روغن عشق الهی میریزم و به آن جامه ی تمجید و تحسین می پوشانم. دیگران را نیز نیکو میخوانم و به تاکید در باره آنها میگویم: به قدرت خدای درونت زندکیت میتواند به همان شگفتی و زیبایی باشد که میخواهی! و این را محض خاطر نیکی میگویم. و سپاس می گذارم که همه ی ما بزرگیم و عظمت ما از الوهیت است! smfm Archivesشهریور 1388مرداد 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 Authorss.m & f.mسولماز و فرزانه Links
تشنه دیدار
کمی تا قسمتی جدی (رضارفیع) |