|
یا راحم العبرات . . . سراپایم سکوت است ولی در پشت این سکوت هزاران حرف ناگفتنی است حرف ها می میرند در پشت این لبهای غمگین و خسته حرف ها می میرند و واژه ها گم می شوند میان این غم سرد تنهایی سکوت ، سکوت آه این سکوت با این قطره ی تنها چه ها که نمی کند کاش بدانند که سکوت تنها در لبانمند اما دستانم از حرف لبریزند حرفهای ناگفته کاش بدانند که این دستان هیچ گاه سکوت نمی کنند هیچ گاه این دستان واژه ها را در میان سکوتشان گم نمی کنند کاش بدانند دستان من خلق می کنند حرف هایی ناگفتنی را واژه هایی عجیب و زیبا را و سکوت را . . . بله دستان من سکوت را خلق می کنند سکوتی که پر از حرف های پنهان و گنگ است حرف هایی که درد دلند درد تنهایی اند درد سکوتند . . .
|
About![]()
به قدرت خدای درونم زندگیم میتواند به هما شگفتی و زیبایی باشد که میخواهم! در معبد تنم روغن عشق الهی میریزم و به آن جامه ی تمجید و تحسین می پوشانم. دیگران را نیز نیکو میخوانم و به تاکید در باره آنها میگویم: به قدرت خدای درونت زندکیت میتواند به همان شگفتی و زیبایی باشد که میخواهی! و این را محض خاطر نیکی میگویم. و سپاس می گذارم که همه ی ما بزرگیم و عظمت ما از الوهیت است! smfm Archivesشهریور 1388مرداد 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 Authorss.m & f.mسولماز و فرزانه Links
تشنه دیدار
کمی تا قسمتی جدی (رضارفیع) |