|
یا راحم العبرات
هر بار که میخوانمت انگار حس نزدیک شدن به تو دوباره منو به یاد خاطراتی که یاد آورشان من و تو و خورشید و زمین ، در دریایی از احساس و الطاف و مهربانیت بود میرساند . انگار شبنم و بنفشه باغچه حیاتمان با وجودت رنگ و بوی خوش زیستن راتجربه میکند . هر بار که به بهانه ای تو از من دوری حلقه ای از اشک هایی که پاک و بی اختیار از یاد تو جلوی دیدم و میگرفتن با پلک زدن سرازیر میشوند ، هر کدام به یاد خاطراتمان . هزاران بار بودی و هستی ، بی منت! ولی انگار این بار حرف های تا سحر من با تو به دست باد سپرده شده . انگار باز من بچگی کردم و صدایم که بلند تر از حس دوری تو هست شنیده نمیشود . تورو به خورشید و زمین و بنفشه و شبنم قسم میدهم : باز هم مثل همیشه دستمو بگیر که بدجوری تو تاریکی گم شدم و خواستن و نبودنت بهانه ی بغضی بود که سرتاسر وجودمو گرفته . من هنوز در انتظار کمکم. . . تا اطلاع ثانوی غم و گریه . . .
|
About![]()
به قدرت خدای درونم زندگیم میتواند به هما شگفتی و زیبایی باشد که میخواهم! در معبد تنم روغن عشق الهی میریزم و به آن جامه ی تمجید و تحسین می پوشانم. دیگران را نیز نیکو میخوانم و به تاکید در باره آنها میگویم: به قدرت خدای درونت زندکیت میتواند به همان شگفتی و زیبایی باشد که میخواهی! و این را محض خاطر نیکی میگویم. و سپاس می گذارم که همه ی ما بزرگیم و عظمت ما از الوهیت است! smfm Archivesشهریور 1388مرداد 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 Authorss.m & f.mسولماز و فرزانه Links
تشنه دیدار
کمی تا قسمتی جدی (رضارفیع) |